باید یک پست اختصاصی در مورد این دوست تٔرکمان بنویسم، آدم فوقالعادهای است، حالا فعلا اینها را داشته باشید:
یکی از سرگرمیهای ما مقایسهی کلمهها در فارسی و ترکی و پیدا کردن کلمات مشترک است. این سرگرمی به شخصیتهای معروف تاریخی و غذاها، آداب و رسوم و عادتهای فرهنگی هم تعمیم داده میشود.
سرگرمی دیگر بحث بر سر این است که هر کدام از موارد ذکر شده در بالا اصالتا مال کجا بوده و ادای ملیگراهای دو آتشه را در آوردن و غش غش خندیدن!
جالبترین بحث در این مورد همان مولانا است که هر بار تکرار میشود و بندهی خدا چون با وجود علاقه و احساس تعلق بسیار چیز زیادی، به جز درویشهای چرخان، در مورد مولانا نمیداند در مقابل چهار تا بیت و داستان دمدستی که من تعریف میکنم کم میآورد و با نگاههای مستاصلش قضیه را به همان خندههای مذکور “گور بابای اینکه کجایی بوده” میکشاند.
دفعه قبل که با آن دوست سنگاپوری که از قضا اصلیت هندی داشته جمع بودیم، همسرم از دوست ترک میپرسید که لیلی و مجنون را میشناسی، او سریع گفت که آره، من فکر میکردم داستانش ترکی است، سنگاپوری هم همین که میشنود میگوید مگر داستانش هندی نیست؟!
دیروز یک یونانی هم در جمع بود، شنیدن کلمات مشترک بین یونانی و ترکی و فارسی واقعا حیرتآور بود، مثلا به بیگاری کشیدن میگفتند حمالی!

یک به هیچ به نفع مولانا؟
By: مانی ب on ژوئن 30, 2008
at 1:53 ب.ظ