این هلندی ها بر خلاف آنچه شاید انتظار می رود چندان سفت و سخت به قانون پایبند نیستند، مثلا تقریبا هر وقت با دوچرخه پشت چراغ قرمز توقف کنی، یک نفر هلندی پیدا می شود که لحظه ای توقف می کند و تا می بیند که ماشین بعدی به اندازه ی کافی دور است سریع خیابان را رد می کند. کمی شبیه رفتار ما ایرانی هاست، کمی برای این که قانون را وقتی ضرورتی برایش نباشد اجرا نمی کنند، اما نه مثل ما که کلا رابطه خوبی با قانون نداریم. البته بخشی از این نوع برخورد شاید به این دلیل باشد که بوروکراسی دیوانه کننده ای دارند، برای هر چیزی انواع و اقسام قوانین با جزییات زیاد. این بوروکراسی اینقدر دست و پا گیر است (حتی گاهی از نظر منطقی متناقض) که خودشان راه هایی برای دور زدنش ابداع می کنند.
این روحیه دلیل بر بی نظمی آنها نیست، اتفاقا بسیار منظم اند. هر هلندی تقریبا از زمانی که خواندن و نوشتن یاد می گیرد دفترچه ای دارد که به آن “agenda”می گویند و برنامه روزانه اش را در آن با جزییات برای هر ساعت از روز یادداشت می کند، در کتاب فروشی ها بخش بزرگی به این دفترچه ها اختصاص دارد و برای هر سن حرفه و سلیقه ای چیزی می توان یافت. دفترچه یک هلندی حداقل برای یک هفته ی آینده کاملا پر است و برای هر ربع ساعتی هم فکر شده است، حتی برای تفریح و “زندگی اجتماعی” که خیلی به آن پایبندند، و عدول از برنامه جزء گزینه های ممکن او نیست. دقتی وسواس گونه در مورد زمان دارند، دقتی که به نظرم زیربنای ساختار اجتماعی شان است و چنان در این زمینه سخت گیر و حساس اند که گاهی خنده آور است. من اول فکر کردم برای ما که در نقطه مقابلیم این طور است، اما بعد دیدم برای همه ی غیرهلندی ها این دقت عجیب است و دیده ام که آلمانی ها، که به دقت و نظم مشهورند، هم این وسواس را مسخره کنند. چند مثال می زنم تا منظورم روشن تر شود:
کلاس ها دقیقا سر زمان تعیین شده شروع می شوند، که این البته عجیب نیست، فقط برای همچو منی که در ایران به شروع همه چیز “حداقل با کمی تاخیر” عادت کرده جدی گرفتن این موضوع سخت است به خصوص که بسیاری از استادها و حتی دانشجوها از حتی 3-2 دقیقه دیر رفتن سر کلاس دیگران ناراحت می شوند و آن را نشانه بی نظمی و حتی بی ادبی می دانند. کلاس های دو ساعته در اینجا معمولا شامل دو قسمت 45-50 دقیقه ای است با یک استراحت 10-15 دققه ای بنا به نظر استاد (اصطلاحا برای “قهوه”). عجیب این است که استاد اگر هر یک از دو قسمت کلاس را نتواند سر زمانی که خواسته تمام کند، و مثلا 2 دقیقه اضافه لازم داشته باشد، نگران می شود و عذر خواهی می کند و مثلا 3 دقیقه در مورد این که چطور زمان بندی کنیم داد سخن می دهد! حتی شده که استاد وسط حرفش قطع کند و مطلبی که چیزی از آن نمانده را به دفعه بعد موکول کند، بدون اینکه کسی به او معترض شده باشد! یا مثلا اگر یک دقیقه قبل از تمام شدن مدت مقرر استراحت همه به کلاس برگشته باشند و آماده شروع دوباره، استاد به ساعت نگاه می کند و می گوید که همه اینجاییم اما هنوز یک دقیقه وقت هست، و صبر می کند که آن هم بگذرد! یک جور تقدسی دارد زمان برایشان، برخلاف قوانین دیگر، زمان های مقرر را نمی توان به دلیل راحت شدن کار (convenience) به سادگی تغییر داد.
یک نکته دیگر این است که برای هلندی ها زمان خطی است، نمی توانند مثلا دو کار را هم زمان انجام دهند. این را در برخورد فروشنده ها می توان به خوبی دید، اگر بخواهی از فروشنده ی مغازه ای مثلا فقط یک سوال بکنی و او مشغول راه انداختن دیگری باشد، باید صبر کنی تا کارش تمام شود، حتی اگر مشتری مشغول صحبت با فروشنده نباشد و مثلا در حال انتخاب از روی کاتالوگ باشد، حتی اگر کارش به نظر طولانی بیاید و تو فقط سوالی بخواهی بپرسی. در این جور مواقع اصلا تلاش هم نکن، چون طرف اصلا جوابت را نخواهد داد (یکی دیگر از ویژگی های هلندی ها رُک بودن بسیار است!).
زمان را هلندی ها به نزدیک ترین 5 دقیقه گرد نمی کنند، مثلا می گویند 2 و 37 دقیقه است، یک بار که به یکی شان این طوری جواب دادم تعجب کرد و من را رسما به عنوان هلندی به رسمیت شناخت!
فعلا همین.